تبليغاتX
AGRI & culture

آنگاه که غرور کسی را له می کنی...

                             آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی...

                      آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی...

                                            آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری...

                        آنگاه که حتی گوش هایت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی...

                              آنگاه که خدا را میبینی و بنده ی خدا را نادیده می انگاری!!!

 می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در سه شنبه 6 دی1390 و ساعت 19:22 |

آنگاه که غرور کسی را له می کنی...

                             آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی...

                      آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی...

                                            آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری...

                        آنگاه که حتی گوش هایت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی...

                              آنگاه که خدا را میبینی و بنده ی خدا را نادیده می انگاری!!!

 می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در سه شنبه 6 دی1390 و ساعت 19:21 |

بسم الله الرّحمن الرّحیم

یعنی ما این قدر نگون بخت و بی کس و کار شده ایم، که روز ولادت فاطمه ی معصوم نشود روز زن و روزی که «زتکین»ها نام گذاری کرده اند را مفتخرانه روز زن بنامیم؟

ریشه ی نام گذاری این روز به عنوان روز جهانی زن، باز می گردد به حادثه ی هشتم مارس ۱۸۵۷ که در آن، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس‌دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد و بهبود شرایط کار شدند. پس از گذشت قریب به ۵۰ سال، خواسته ها به سطح حقوق سیاسی-اجتماعی هم چون حق رأی افزایش یافت. پس از تلاش های رزا زتکین و رزا لوکزامبورگ که مبارز کمونیست و سوسیالیست حقوق زنان بودند، به هدفشان دست یافتند و روزی را با عنوان روز جهانی زن نام گذاردند. هرچند که ابتدا این روز ۱۹ مارچ بود ولی پس از ۱۰ سال و در سال ۱۹۲۱ این روز با این نام در مسکو رسمیت یافت و علنی شد.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در سه شنبه 6 دی1390 و ساعت 19:15 |

آر-کیو170 هواپیمای بدون‌سرنشینی است که از ارتفاع 15 کیلومتری و بدون آشکارشدن در رادار به جاسوسی می‌پردازد. گفته می‌شود پیش از حمله به محل اختفای بن‌لادن، این پهپاد 24ساعته منطقه را زیرنظر داشت.

محمدحسین جهان‌پناه: انتشار خبر ساقط شدن یکی از پهپادهای آمریکایی (پهپاد مخفف پرنده هدایت‌پذیر از دور است) بر فراز ایران در اواسط آذرماه امسال آن هم تنها چند هفته مانده به پایان سال میلادی، تیتر بسیاری از رسانه‌های خبری جهان را به خود اختصاص داد. البته این نخستین باری نبود که اخباری مبنی بر ساقط شدن هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی بر فراز ایران منتشر می‌شد، اما این بار داستان فرق می‌کرد، نام یکی از پر رمز و راز ترین هواپیماهای جاسوسی آمریکایی موسوم به آر-کیو170 به گوش می‌رسید. خبری که با تایید نصفه و نیمه آن از سوی ناتو و سپس پنتاگون چهره‌ای جدی به خود گرفت.
نخستین خبرها از وجود پهپادی پنهان‌کار در خاورمیانه حدود چهار سال پیش به رسانه‌ها درز کرد، زمانی که برای اولین بار این هواپیما در فرودگاه قندهار افغانستان در حال تمرین در شرایط واقعی دیده شد. (تصویر زیر)


اطلاعاتی پیرامون جزئیات طراحی و ساخت آن در میان رسانه‌ها وجود نداشت. شاید تنها چیزی که در باره آن می‌دانستیم، این بود که طرح ظاهری هواپیما به شدت یادآور یکی از طرح‌های ناکام قدیمی آلمان‌ها در جنگ جهانی دوم موسوم به اچ-او 229 است که طرح آن را در زیر مشاهده می‌کنید.

آر-کیو170 چیست؟
آر-کیو 170 توسط دایره توسعه برنامه‌های پیشرفته شرکت لاکهید مارتین یا به بیان ساده، همان اکانس وروکس طراحی شده بود، همان گروه معروفی که از زمان ساخت اولین جت جنگنده در ایالات متحده طراحی تقریبا تمامی هواپیماهای فوق محرمانه ارتش ایالات متحده، از اف117 گرفته تا یو2 را بر عهده داشت. کد آر-کیوی اول اسم پرنده مخفف پرنده بدون سرنشین شناسایی است که مشخصا نشان از غیرمسلح بودن آن می‌دهد (مثال معروف، پهپاد رزمی پردیتور ام-کیو است که مخفف پهپاد مسلح به موشک است) با این حال همچنان مشخص نیست که آر-کیو 170 دقیقا در چه بازه‌ای از هواپیماهای جاسوسی جای می‌گیرد، پهپاد‌های دوربرد شناسایی استراتژیک نظیر گلوبال‌هاوک یا پهپادهای میان‌برد شناسایی تاکتیکی، چیزی که احتمالش بیشتر است. تصاویر احتمالی این هواپیما










این هواپیمای ضد رادار ساخته شرکت لاکهید مارتین است و تسلیحات حمل نمی‌کند. فاصله بین دو سر بال آن حدود 20 متر و وزن آن نزدیک به 3500 کیلوگرم است. تصاویر اندکی از این هواپیما در سطح جهان منتشر شده است، چراکه این هواپیما شبیه به چند هواپیمای بدون‌سرنشین دیگر بخصوص
X-47B است و به همین دلیل، ممکن است تصاویری که مشاهده می‌کنید، تصویر دقیق هواپیمای آر-کیو-170 سنتینل نباشد.


از دید فنی، آر-کیو 170 را می‌توان پیشرفته‌ترین پهپاد پنهان‌کار عملیاتی دنیا و البته محرمانه‌ترین آنها دانست. لاکهید در طراحی این بال‌پرنده نهایت ظرافت ممکن را به کار برده، با این حال مشخصا در پایان از به‌کار بردن نهایت تکنولوژی پنهان‌کاری در آن خود‌داری شده است. این موضوع را به راحتی از دریچه‌های هوای بدون پوشش هواپیما می‌توان فهمید. نوع موتور هواپیما هنوز معمایی بی‌جواب است.

آن‌چه کارشناسان حدس می‌زنند

با توجه به تجربیات دیگر پهپادهای مشابه و بدون در نظر گرفتن سرعت احتمالی، حدس زد این هواپیما بیشینه ارتفاعی در حدود 50هزار پا / 15هزار متر داشته باشد. آر-کیو170 همانند بیشتر هواپیماهای بدون سرنشین پنهان‌کار امروزی در قالب بال پرنده‌ای یکپارچه اما نه چندان بزرگ با کنترل تماما ماهواره‌ای طراحی شده است. اگر چه اطلاعات و حتی تصاویر بسیار معدودی از این پرنده مرموز منتشر شده، اما همین‌قدر را می‌دانیم که فاصله دو سر بال‌های این هواپیما در حدود 20 تا 27 متر است. سنسورهای اصلی این هواپیما در کنار رادار آرایه فازی (آرایه کاوش فعال الکترونیکی) در داخل بال‌های هواپیما قرار گرفته‌اند اما ماهیت آنها را تنها از شکل و شمایل ظاهری هواپیما می‌توان حدس زد. به عنوان نمونه هواپیما قطعا از سیستم‌های الکترواپتیکال (تلویزیونی) با ارتباط امن ماهواره‌ای با رمزنگاری 256 بیتی استفاده می‌کند. این گونه ارتباطات رمزنگاری‌شده توسط کد‌هایی 10 تا 11 رقمی محافظت می‌شوند که از امنیت به نسبت قابل‌توجهی در دنیای ارتباطات برخوردارند.
هواپیماهای بدون سرنشین در این کلاس عموما می‌توانند تمام مراحل عملیات را به صورت کاملا خودکار بر اساس نقشه‌های گرافیکی از پیش تعیین‌شده کنترل و اطلاعات تصویری دریافتی را در همان لحظه به مرکز کنترل منتقل کنند. این نقشه‌های از پیش تعیین شده همچنین به عنوان نقشه پشتیبان در هنگام قطع ارتباط ماهواره‌ای برای بازگشت خودکار به پایگاه مادر نیز استفاده می‌شود و به‌همین دلیل، قبل از هر پرواز، نقشه منطقه عملیات به کامپیوتر هواپیما داده می‌شود.

چرا پهپاد؟
از نظر کلی هواپیماهای بدون سرنشین به‌خصوص آنهایی که با کنترل ماهواره‌ای هدایت می‌شوند همچنان با مشکلات زیادی مواجه هستند. ارتش ایالات متحده از ابتدای تهاجم به عراق تا به امروز صدها پهپاد کوچک و بزرگ را برای انجام انواع عملیات‌های شناسایی یا تهاجمی روانه خاورمیانه کرده که بیش از یک سوم آنها دچار سانحه شده و از دست رفته‌اند. پهپادهای کنونی در شرایط عملیاتی بسیار آسیب‌پذیرند، چرا که بسیار پیش آمده که خلبان هواپیمای بدون سرنشین از سر بی‌دقتی یا بی تجربگی هواپیمایش را به باد داده یا به دلیل از دست رفتن ارتباط ماهواره‌ای برای مدتی هر چند کوتاه، کنترل هواپیمای بدون سرنشین از دست مرکز کنترل خارج شده است.
علی‌رغم چنین مشکلاتی از آن سوی ماجرا هم نباید غافل شد. واقعا نمی‌توان نقاط ضعف زیادی برای هواپیماهای پنهان‌کاری در این سطح پیدا کرد، چرا که این‌گونه هواپیماهای پنهان‌کار با توجه به موتور جت و دریچه‌های هوای خود، بی‌صدا هستند و ارتفاع پرواز بالا، آنها را از دیده شدن در امان نگاه می‌دارد. مجموعه این توانایی‌ها، کاربرد هواپیماهای بدون سرنشین شناسایی را به جای هواپیماهای سرنشین‌دار به‌صرفه کرده است.

آر-کیو170 در میدان نبرد
آن‌طور که این روزها شنیده می‌شود، آر-کیو170 برای نخستین بار شش سال پیش عملیاتی شد، زمانی که اسکادران 30-ام شناسایی از وینگ 432 نیروی هوایی ایالات متحده اولین پرنده‌های سفیدرنگ خود را دریافت کرد. آر-کیو 170 به فاصله تنها دو سال از تحویل به نخستین یگان عملیاتی، بی سر و صدا در فرودگاه قندهار استقرار یافت. به‌دنبال انتشار نخستین تصاویر این پرنده در فرودگاه قندهار و از آن‌جاکه تا آن زمان حتی اسم هواپیما در هاله‌ای از ابهام قرار داشت،آن را جانور قندهار نامیدند. نبود نام رسمی و تاییدشده به شهرت سریع حیوان قندهار منجر شد.
پرواز این پهپادها و استقرارشان در منطقه در حقیقت پاسخی بود به کاهش پرواز‌های هواپیماهای شناسایی سرنشین‌دار یو2 در منطقه که از زمان حمله نیروهای غربی به افغانستان با همراهی پهپادهای گلوبال‌هاوک در منطقه مستقر شده بودند. از طرفی استقرار این پهپاد جدید این امکان را فراهم می‌کرد که با استفاده از مزیت پنهان‌کاری هواپیما، دامنه عملیات شناسایی بدون ایجاد بلواهای سیاسی به مرز کشورهای همسایه افغانستان هم گسترش پیدا کند، بخصوص‌که از نظر تئوری تنها رادار‌های موج بلند، آن‌هم در شرایطی خاص می‌توانند هواپیماهایی از این دست را شناسایی کنند که آن‌هم از نظر عملی آزمایش نشده بود.
به دنبال بالا گرفتن درگیری‌ها در شبه‌جزیره کره در سال 2010 / 1389، یگان‌های شناسایی مجهز به آر-کیو170 به کره جنوبی انتقال یافتند تا فعالیت‌های موشکی کره شمالی را زیر نظر بگیرند.
از آگوست 2010 / مرداد 1389 که احتمال حضور اسامه بن لادن در پاکستان جدی‌تر شد، عملیات آر-کیو170 در افغانستان جانی دوباره گرفت، بخصوص که این بار با یک سیستم ارتباط تلویزیونی همزمان پشتیبانی می‌شدند. گفته می‌شود یگان‌های آر-کیو170 در طول این مدت، منطقه‌ای را که گفته می‌شد بن‌لادن در آن سکنی گزیده، 24ساعته از ارتفاع بالا زیر نظر گرفته بودند. این عملیات که در نهایت به حمله یگان‌های ویژه نیروی دریایی و مرگ بن لادن انجامید، زیر چشمان تیزبین آر-کیو170 اتفاق افتاد و باراک اوباما شخصا از مقر فرماندهی عملیات، تصاویر ارسالی از هواپیمای بدون سرنشین را نظاره‌گر بود. این در حالی بود که حضور ناپیدای این هواپیماهای بدون سرنشین در حریم هوایی پاکستان که پس از مرگ بن‌لادن افشا شد، خشم مقامات پاکستانی را در پی داشت، بخصوص‌که سیستم پدافند هوایی این کشور در تمام مدت از حضور این هواپیماهای بدون سرنشین مطلع نشده بود.


چرا سقوط این هواپیما در ایران این قدر مهم است؟

در طول تمام سال‌های پس از جنگ سرد تنها یک هواپیمای پنهان‌کار آمریکایی در مرز کشوری دیگر توسط پدافند هوایی یا سانحه فنی سرنگون شده و آن هم ماجرای اف117 نگون‌بختی بود که از بد حادثه هنگام بازگشت از ماموریت بمباران خود سر راه یک موشک سام3 یوگسلاوی قرار گرفت و سرنگون شد. (تصویر زیر، نمای یک فروند هواپیمای پنهان‌کار
F-117 را نشان می‌دهد).




در عین حال حتی از زمان جنگ سرد به این سو هیچ‌یک از هواپیماهای جاسوسی یا رادارگریز سرنگون شده همچون یو2 به سلامت به دست نیامده است.
بر اساس برخی گمانه‌زنی‌ها، این پهپادها از مدت‌ها پیش عملیات‌های گسترده شناسایی را در مرزهای غربی افغانستان اجرا می‌کردند تا این‌که سرانجام همه‌چیز با خبر سرنگونی یکی از این هواپیماها در داخل خاک ایران، رنگی دیگر به خود گرفت. بخصوص این‌که این هواپیما به سلامت در اختیار نیروهای نظامی ایرانی قرار گرفته، اعتباری دیگر به این ماجرا بخشیده است.
این‌که اساسا این هواپیما چگونه و به چه ترتیب سرنگون شده همچنان یک معماست، اما چیزی که با اطمینان می‌شود از آن سخن گفت همان سرنگونی هواپیماست چرا که سکوت معنادار پنتاگون در تایید یا تکذیب سریع موضوع به همراه تحلیل‌های دیرهنگام ناتو مبنی بر گم کردن پهپادی بی نام و نشان در غرب افغانستان نشان از تایید همین مدعا داشت. اما هر نوع تحلیل بیشتر در این زمینه نیازمند انتشار اخبار یا حداقل تصاویری قابل تحلیل است.
+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در جمعه 25 آذر1390 و ساعت 23:39 |
 

این نیز بگذرد. . . . . .

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در پنجشنبه 24 آذر1390 و ساعت 23:39 |

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

یعنی ما این قدر نگون بخت و بی کس و کار شده ایم، که روز ولادت فاطمه ی معصوم نشود روز زن و روزی که «زتکین»ها نام گذاری کرده اند را مفتخرانه روز زن بنامیم؟

ریشه ی نام گذاری این روز به عنوان روز جهانی زن، باز می گردد به حادثه ی هشتم مارس ۱۸۵۷ که در آن، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس‌دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد و بهبود شرایط کار شدند. پس از گذشت قریب به ۵۰ سال، خواسته ها به سطح حقوق سیاسی-اجتماعی هم چون حق رأی افزایش یافت. پس از تلاش های رزا زتکین و رزا لوکزامبورگ که مبارز کمونیست و سوسیالیست حقوق زنان بودند، به هدفشان دست یافتند و روزی را با عنوان روز جهانی زن نام گذاردند. هرچند که ابتدا این روز ۱۹ مارچ بود ولی پس از ۱۰ سال و در سال ۱۹۲۱ این روز با این نام در مسکو رسمیت یافت و علنی شد.

آنان که روز جهانی زن را نام نهاده اند، فاطمه نمی خواهند؛ آنان زنی کارگر می خواهند که هم چون مردان کاملاً برابر کار کند و جان بکند. نمی خواهند زن را موجودی دوست داشتنی برای تکریم و تربیت و پرورش ببینند که دامان پاکش، مأمنی گرم برای فرزندانش باشد؛ بلکه دوست دارند تا زن را مرد کنند. منتظریم بشنویم آن روزی را که مردها را هم می خواهند زن کنند. البته با عناوین دیگر، همین حالا هم مردان گوشواره به گوشی که بدون میک آپ (همان آرایش؛ عرض کردم میک آپ چون اینان باکلاس تر از این حرف ها هستند) بیرون نمی روند، در مهدهای آزادی و گهواره های تمدن نیز دیده می شود. پس باید چشم انتظار شیٌ عجاب های دیگری باشیم. مثلاً روزی که پرچم داران دفاع از حقوق زنان، بگویند که دیگر نمی خواهیم بچه دار شویم؛ مردان بزایند و شیرشان دهند. اصلاً این چه قانونی است که ما باید بچه دار شویم؟ که گفته ما نباید بچه دار کنیم؟! و قس علی هذا.

اگر اینان فاطمه می خواستند، اسلام را در آغوش می کشیدند. پیرو ِ فاطمه، پرورش فرزندش را هم چون استشمام هوا واجب و شیرین می پندارد. خانه داری را کلفتی نمی نامد. بچه داری را للگی نمی خواند. شوهرداری را ذلت نمی داند. شوهرداری در اسلام، فطری و مایه ی تحکیم خانواده است؛ همان طور که زن داری در اسلام، امری فطری و لذت بخش است برای مرد. زن مسلمان آرامش می یابد از این که پیگیر احوالات مردش باشد. مرد مسلمان هم افتخار می کند که بر دستان زنش بوسه زند و خود را بدون او ناقص خطاب کند.

چون حضرت فاطمه (س) مستقل از زن نیست و از آن جایی که حضرت فاطمه (س)، برترین زن آفریده شده ی خداوند در طول تاریخ است، پس روز حقیقی جهانی زن، روز ولادت حضرت فاطمه (س) است. اما از آن جایی که جهان امروز، حق طلب نیست، پس خوش ندارد که روز زن را مصادف با سالروز فاطمه بنامد. به دلیل این که نباید با جهانی که حق را نادیده می گیرد هم نوا شد، پس بر سر حرف خود می مانیم و روز زن را، روز جهانی زن را، روز زنان تمام دنیاها را، روز زنان عالمیان را، روز ولادت حضرت فاطمه ی زهرا (س) می نامیم.

«خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو» را نیز نادیده می گیریم و فریاد بر می آوریم که اگر جهانی دانستن حضرت فاطمه (س) عار است و روز ولادت او خوار، پس بهتر است که این خار فرو رود بر چشمان کسانی که تاب نمی آورند تا تنها زن معصوم عالم را الگو ببینند و شایسته ی پیروی. مفتخریم که رسوا شویم به هم رنگ نشدن با جماعت خودمداران.

اگر روز جهانی زنشان را، روز ۲۷ اوت می نامیدند هم راضی بودیم (روز تولد مادر ترزا به سال ۱۹۱۰ میلادی). اگر زنشان مادر ترزا بود، خودمان برایش سالگرد می گرفتیم. اما این نام مبارک، این روز عزیز، با جوهر جنبش های کارگری و به دست رهبرانی کمونیست و سوسیالیست نوشته شده است.

اگر بنا بود که چشممان به دهان امثال کلارا زتکین یا رزا لوکزامبورگ باشد، ما خود شیرین عبادی هایی داریم که می توانند دنیا را از لوس وجود خود بهره مند سازند و نه تنها هیچ ثمره ی حتی مادی هم نداشته باشند، بلکه هزینه ساز نیز شوند.

نمی گویم که روز جهانی زن باید حذف شود؛ بلکه مقصودم این بود که روز جهانی زن برای ما بی اعتبار است. جهان نمی تواند برای ما تصمیم بگیرد که چه روزی روز زن است؛ مگر این که ما به او چنین اجازه ای دهیم و تحت سیطره ی پدیده ی جهانی شدن قرار بگیریم. یکی از راه های گسترش پدیده ی جهانی شدن (همان آمریکایی شدن) از طریق تحمیل نام گذاری های این چنینی و تبلیغ آن به وسیله ی رسانه ها (مخصوصاً اینترنت و شبکه های ماهواره ای) است. ما نمی توانیم بگوییم که هم ادعا داریم که فاطمه پاک ترین زن و مادر است و روز تولدش را به عنوان روز زن و روز مادر می پذیریم و هم بگوییم که روز دیگری را نیز به عنوان روز زن پاس می داریم. این مانند کسی است که دو بار در سال، جشن تولد می گیرد؛ در این حالت این شائبه ایجاد می شود که آن شخص دچار سردرگمی و پریشانی است و هنوز خودش هم دقیقاً نمی داند که چگونه هویتی می خواهد داشته باشد و چگونه اعتقاداتی. روز زن ما، یک روز ایرانی نیست؛ یک روز اسلامی است. مسلمان ایرانی، دینش مقدم است بر ملیتش. کارگردان پدیده ی جهانی شدن آمریکا است نه کل جهانیان؛ پس از آن جایی که این روز را هم در آن راستا می دانم، این روز نیز آمریکایی است نه جهانی. البته شاید بتوان نام کشورهایی هم چون آلمان، روسیه و معدودی دیگر را نیز پیرامون سهیم بودن در این روز، اضافه کرد.

فاطمه از قوم عرب است ولی متعلق به عرب نیست؛ فاطمه متعلق به هر زن حق طلبی است که تشنه ی جمال است و کمال. آری بنا نیست که همه مثل ما شوند و البته که نخواهند شد؛ ولی ما نیز نباید مثل آنان شویم. باید هم رنگ حق شد نه هم رنگ جماعت! اتفاقاً اگر همه کس و همه چیز ناحق بگویند، با همه کس و همه چیز مخالفت باید کرد؛ چه جمعاً و چه فرادی.

این روز نیز با نام آمریکا گره خورده است؛ این بستر نیز در نیویورک کلید خورده است. جهانی شدن وقتی است که روز عشاق، نه روز ازدواج علی و فاطمه؛ بلکه ولنتاین است، روز زن نه ۲۰ جمادی الثایه؛ بلکه ۸ مارچ است. بن جهانی شدن، ریشه ی قارچ است؛ آن چنان پهناور می شود که در سرتاپای خود و جامعه مان، عیوب جهانی می بینیم. کاش از این « جهان »، محاسنش نیز به ما می رسید؛ ولی این خاصیت جهانی شدن است که تفاله ها نصیب نیازمند شود و ابرقدرت ها، جهانی تر و فربه تر گردند. اصلاً جهانی شدن نگو؛ آمریکایی شدن بگو!

 احسان رستگاری"منتقد سیاسی"

منبع:   www.ehsanrastgar.blogfa.com

ehsan_rastgar@yahoo.com

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در پنجشنبه 19 اسفند1389 و ساعت 1:11 |
مصر - تونس - یمن - اردن .... شاید به زودی عربستان ..... به جد در جهان عرب چه می گذرد...!!

آیا ایران ۵۷ تکرار شدنی هست؟؟؟ جریانات ایران ۸۸ انقلاب نبود....انقلاب یعنی همه ی مردم بر ضد یک چیز به نفع یک چیز نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد...!! اگر میرحسین موسوی یا مهدی کروبی پیروز می شد ...نظام اسلامی ایران همچنان می تازید .... بله انقلاب یعنی ایران ۵۷ نه اختلافات سلیقه ای مردم در ایران ۸۸.... و جریانات جهان عرب همان انقلاب ۵۷ ایران است با مقیاس کوچکتر و بدون هدایتگر و ایکاش رهبری باشد که این جریان را در مسیری عقلایی هدایت کند.... در این میان آمریکا سرش بی کلاه خواهد ماند.

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در شنبه 9 بهمن1389 و ساعت 22:21 |
دکتر حشمت اله سعدی - عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا
 
یکی از برنامه ریزان و تحلیل گران کلان مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور اعتقاد داشت، در جوامع توسعه یافته بیش از 70 درصد طرح توجیهی پروژه ها به مسائل اجتماعی و تبعات ان اختصاص می یابد، حال آن که این رقم در جهان سوم کمتر از 20 درصد است. نتیجه نهایی این تفاوت این است که در کشورهای اخیر بسیاری از طرح به ظاهر به لحاظ فنی بدون ایراد هستند اما به دلیل بی توجهی به مسائل اجتماعی و فرهنگی در میانه راه متوقف شده و اجرا نمی شوند. با اندکی دقت می توان ده ها طرح ملی را نام برد که به همین دلیل اجرا نشده اند و یا تبعات ان بیشتر از نتایج ان بوده است.
 
بدون شک طرح خروج کارمندان دولت برای کاهش جمعیت تهران یکی از این گونه طرح هاست که نه تنها با اجرای آن باری از دوش کلان شهر تهران برداشته نمی شود بلکه تبعات بسیاری را در سالی که با نام کار مضاعف و همت مضاف نامگذاری شده است به دنبال خواهد داشت.
 
قبل از بررسی تبعات طرح ذکر چند نکته به عنوان پیش فرض و چارچوب پذیرفته شده ضروری است.
 
1- در خصوص این نکته که تهران کلان شهری است که به دلیل جمعیت زیاد مشکلات عدیده ای برای شهروندان و مدیران ارشد کشور ایجاد کرده است شکی نیست. البته شهروندان تهرانی دلایل قانع کننده ای برای سکونت خود در تهران دارند. آن ها به درستی به این نتیجه رسیده ان که اگر تمام مشکلات تهران را در یک کفه ترازو و تنها برخی از ویژگی های مثبت آن را در کفه دیگر قرار دهیم بدون شک وزنه مزایا و نکات مثبت سنگین تر می شود.
 
2- با توجه به این که نگارنده مدت طولانی در دفاتر مرکزی سازمان ها و وزارت خانه های مختلف در تهران فعالیت داشته ام و نظر به این که به شرایط به شهرستان های کشور را سفر کاری داشته ام، به این نتیجه رسیده ام که هیچ تفاوتی بین توانایی علمی و اجرایی کارکنان اداری شاغل در تهران و استان ها وجود ندارد. حتی در موارد بسیاری کارکنان و مدیران شاغل در تهران در فعالیت های اجرایی ضعیف تر از همکاران خود در شهرستان ها هستند. 
 
3- با توجه به همان تجربه کاری که ذکر شده با قاطعیت می توان گفت هیچ تفاوتی بین حجم فعالیت ها و ساعات کاری کارکنان در تهران و شهرستان ها وجود ندارد. حجم فعالیت یک کارمند مثلا در سازمان تامین اجتماعی در شهر همدان نه تنها کمتر از کارمندی با شرایط مشابه در شعبات تامین اجتماعی تهران نیست بلکه به جرات می توان گفت در مواردی کارمند مورد نظر با مشکلات بیشتری روبرو است. 
 
4- در 90 درصد موارد جذب کارکنان در شهرستان یا تهران انتخابی بوده است. به عبارتی این گونه نبوده است که در یک آزمون فراگیر کسانی که رتبه های بالاتر دارند جذب ادارات تهران شوند و افراد با رتبه های پائین تر جذب سیستم اداری در شهرستان ها. بلکه بسیاری از کارکنان با داشتن شرایط مشابه شهرستان محل اقامت خود را انتخاب نموده اند.
 
در چنین شرایطی طرح خروج کارکنان از تهران با ارائه امتیاز ویژه به کسانی که تهران را ترک می کنند، رفتاری غیر عقلایی و نوعی تبعیض است. این اقدام به نوعی توهین به کارکنان و زحمتکشان شهرستان است که با وجود شرایط تحصیلی و کاری یکسان با همکاران خود شهرستان را انتخاب نموده اند. پیشنهاد این طرح نشان می دهد مدیران ارشد دولتی دید روشنی از شرایط کارکنان در شهرستان ها ندارند. این طرح ضمن تاثیر بسیار محدود و ناچیز برای جمعیت شهر تهران نتایج منفی، اداری و اجتماعی فراوانی به دنبال خواهد داشت که در اینجا تنها به محدودی از آن ها اشاره خواهد شد.
 
·بدون شک کارکنان دولت در شهرستان ها فردی را با توانایی و حجم کاری برابر اما با امتیاز و حقوق بالاتر در کنار خود نمی پذیرند. فی المثل کارشناسی که سال ها در ادارات کشاورزی شهرستان با روستائیان و در شرایط سخت کشاورزی فعالیت داشته است، فردی را که هیچ شناختی از شرایط روستا ندارد، تخصص عملی و تجربه کاری کمتر دارد، در موارد بسیاری مدرک علمی برابر دارند با مزایای بیشتر در کنار خود نمی پذیرد. بدون شک انگیزه نیروهای انسانی در بین کارکنان دولت در شهرستان ها کاهش خواهد یافت.
 
·این طرح میل به جذب در ادرات تهران را در بدو خدمت افزایش می دهد. بسیاری از کارکنان ترجیح می دهند بخشی از سوابق خدمتی خود را در تهران سپری نموده و مابقی را با امتیاز در استان محل خدمت خود فعالیت کنند.
 
·ناگفته پیداست سیستمی برای کنترل بازگشت مجددا کارکنان به مرکز وجود ندارد. کسانی که با بروکراسی اداری ایران آشنا باشند به خوبی می دانند ده ها راه میان بر برای رسیدن به مقصد وجود دارد. بدون شک تعدادی از افراد مورد نظر پس از مدتی به تهران بازخواهند گشت.
 
·با توجه به روند افزایش جمعیت شهر تهران،  حتی اگر این طرح اجراء شود، نگاهی به آمار و ارقام افراد ثبت نام شده نشان می دهد، تاثیر آن بر جمعیت تهران بسیار اندک است. خروج این تعداد کارمند حتی نمی تواند بر یکی از محلات کوچک شهر تاثیرگذار یاشد.
 
سایسته است مساله جمعیت و مهاجرت به کلان شهر تهران با دید علمی و تخصص بررسی شود. واقعیت این است که در مورد عوامل مؤثر در شکل‏گيری مهاجرت و روش های مدیریت و حتی معکوس نمودن ان نظریات متفاوتی وجود دارد، با تکیه بر هر یک از این دیدگاه ها می توان بالا بودن نرخ مهاجرت به تهران را تحلیل و برای مدیریت جمعیت این کلان شهر ارائه راهکار نمود. مايکل تودارو معتقد است مهاجرت، جريانی انتخابی است و انگيزه آن بر پايه ملاحظات عقلايی اقتصادی، سود و هزينه نسبی است، البته دلایل روانی هم بر این پدیده مترتب است،  زیرا تصميم به مهاجرت به تفاوت درآمد "مورد انتظار" بين شهر و روستا بستگی دارد نه تفاوت درآمد "واقعی" بين آن‏ها.
 
مهمترين نظريه که از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم مورد توجه محافل علمی قرار گرفته است و می توان مبنای بررسی و تحلیل موضوع باشد تحت عنوان مدل جاذبه و دافعه ارائه گرديده است. در اين مدل‏ها، نظريه‏پردازان به طور کلی به دو دسته عوامل توجه داشته‏اند:
 
الف) عواملی که باعث دافعه انسان‏ها از محل اسکان خود ( منطقه مبدأ) شده است.
 
ب) عواملی که باعث جذب آن‏ها در منطقه مقصد می‏گردد.
 
بر اساس اين نظريه، عوامل اقتصادی – فيزيکی نامناسب در يک مکان موجب می‏شود که افراد محل زندگی خود را ترک کرده و به مکان ديگری از نظر اقتصادی، اجتماعی و فيزيکی در شرايط بهتری قرار دارد، نقل مکان کنند. با بودن شرایط اقتصادی، اجتمادی در مبدا به عنوان جاذبه روند مهاجرت را تشدید می کند. بدیهی است در این فرایند عوامل شخصی هم می تواند موثر باشد. به این ترتیب مهاجرت را تحت تأثير سه عامل عمده تبيين می‏کند:
 
1- عوامل مرتبط با حوزه مبدأ مهاجرت (برانگيزنده و بازدارنده)
 
2- عوامل مرتبط با حوزه مقصد مهاجرت (برانگيزنده و بازدارنده)
 
3- عوامل شخصی
 
بر اين اساس، در صورتی که برآيند عوامل برانگيزنده و بازدارنده مثبت باشد میل مهاجرت در فرد ايجاد می‏شود و اگر شخص نتواند اين تمايل را از بين ببرد و موانع موجود در جريان مهاجرت نيز تأثير بازدارنده اعمال نکنند، مهاجرت عينيت می‏يابد و فرد حرکت خود را از مبدأبه مقصد آغاز می‏کند. امکانات بيشتر آموزشی، اشتغال و درآمد را در مبدأ از جمله عوامل جاذبه می‏داند و در مقابل هزينه‏های بالای زندگی در محل جديد، دوری از خانه و کاشانه و آلودگی محيط زيست را از عوامل دافعه محسوب می‏کند.
 
به این ترتیب برای مدیریت مهاجرت به کلان شهر تهران، باید جاذبه های شهرستان ها را افزایش و دافعه آن ها را کاهش دهیم. در مقابل برای شهر تهران جاذبه ها را کاهش یا حداقل متعادل کنیم. حال سئوال این است طرح خروج کارکنان دولت از تهران مصداق کدام بخش از این نظریه است. مگر کارکنان در تهران چه ویژگی منحصر به فردی دارند که باید برای حضور در شهرستان امتیاز بگیرند؟ چرا این امتیاز به کسانی داده نمی شود که سال ها در شهرستان هستند و امکان زندگی در مرکز تهران هم برای ان ها فراهم بوده است؟
 
تا مادامیکه امکانات در نقاط مختلف کشور به صورت متوازن توزیع نشود هر گونه برنامه ریزی برای کنترل جمعیت تهران با شکست مواجه خواهد شد. زمانی که در استان همدان به گفته مسئولان استانی یک پزشک جراع مغز و اعصاب وجود ندارد و برای ساخت یک پل با سازه معمولی تاکنون 10 سال مردم انتظار کشیده اند، در مقابل در شهری تهران هر چند هفته سازه ای عظیم طراحی و ساخته می شود و در کوچه پس کوچه ای ان پزشکانی برجسته انتظاربیمار می کشند، نمی توان انتظار داشت مردم شهر ترک نکنند و سرمایه ها فکری و مادی خود را در استان هزینه نمایند.
 
بر این اساس لازم است تا برنامه ریزان به جای دادن امتیاز ویژه به شهروندان تهران موضوع را عمیق تر بررسی نمایند. به نظر نگارنده استفاده از مدیران قوی و بالا بودن سطح مطالبات مردم از مدیران محلی نخستین قدم در کاهش فاصله شهرستان ها با تهران و مدیرت روند مهاجرت است
+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در پنجشنبه 6 آبان1389 و ساعت 20:59 |
برگزاری جشن فارغ التحصیلی گروه در تاریخ ۰۷/۰۴/۸۹ در محل جزیره عباس آباد برگزار میگردد.

برای ثبت نام به آقای اسماعیلی مراجعه نمایید.

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در دوشنبه 31 خرداد1389 و ساعت 12:52 |
شايد آخرين پست در آخرين بهار
+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در شنبه 15 اسفند1388 و ساعت 10:46 |

می دانید؟ اینکه همه می آیند همه چیز را از ما می گیرند همه اش تقصیر ِ خود ِ خود ِ ما هست! وختی هیچ چیز برای ِمان مهم نیست و همه چیز را به تخم ِ داشته و نداشته مان می گیریم همین می شود خب! این می شود که خلیج ِ همیشه فارس ِمان را می گیرند یک شال ِ عربی دور ِ کمر َش می بندند و می گذارند برای خلق عربی برقصد و ما هم خوش خوشان هی می رویم دبی دبی! و مولانای مان را هم که می گیرند لهجه دار َش می کنند و به نام ترکستان ثبت َش می کنند و حالا نوبتی هم که باشد نوبت ِ عمو نوروز ِمان است که بیاید با آن سر و وضع ِ باحال َش بخواند: از آن بالا کفتر می آید! یک دانه دختر می آید! و می دانید؟ من با هیچ یک از این ملیت ها مشکلی ندارم! مشکل َم با داشته هایی است که دارند از ما می گیرند!

اما این ها را گفتم که این را بگویم:

نوروز را دارند به نام ِ افغانستان به ثبت می رسانند

۱ میلیون امضا لازم است که أن را به نام ِ ایران ثبت کنند

برای امضا کلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در سه شنبه 6 بهمن1388 و ساعت 12:4 |

شهادت جانسوز دکتر مسعود علیمحمدی نماینده

 فعال ایران در پروژه سزامی را به ملت شریف

 ایران تسلیت میگویم.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد سزامی به لینک زیر مراجعه کنید.

سزامی پروژه مشترک کشورهای خاورمیانه

 

بعد از ملاحظه ی نام دکتر علیمحمدی به لینک صفحه اصلی سایت فوق مراجعه نمایید تا اطلاعات بیشتر در مورد سزامی دریافت کنید.

 

بله دکتر علیمحمدی به دلیل امتیازات علمی فول العاده بالا در این پروژه از جایگاه فوق العاده ای برخوردار بودندکه یکی از دلایل اصلی ترور ایشان از سمت کشور اسرائیل که عضو مشترک این پروژه میباشد به نظر میاید همین موضوع باشد که مانع بدست آوردن ایران در کرسی های این پروژه عظیم بین المللی ومیلیاردی شود.

دکتر مسعود علی محمدی



13th SESAME Council Meeting in Jordan Amman, 4th of November 2008 
 
همونطور که ملاحظه میکنید نفر دوم از سمت راست دکتر علیمحمدی میباشند در اجلاس نوامبر 2008 سزامی در اردن

 

بقیه عکسها را از سایت اصلی سزامی میتوانید مشاهده کنید

 

دقت کنید همه ی اطلاعات مستند به مدرک میباشد و درج مطالب در دیگر سایت ها و رسانه ها با ذکر منبع بلامانع است.

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در شنبه 26 دی1388 و ساعت 9:53 |

به خدا نگوئید مشکلات بزرگی دارم

به مشکلات بگوئید خدای بزرگی دارم

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در دوشنبه 21 دی1388 و ساعت 12:41 |
 

به نظر شما پیام مدیریتی این تصویر چیست؟

(منبع:مدیریت در هزاره سوم)

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در دوشنبه 14 دی1388 و ساعت 13:11 |
امروزه سخن از خوبی و بدی٬ مفید یا مضر بودن اینترنت مطرح نیست. همه جا از اینترنت و موفقیت های مرتبط با آن می گویند. مردم کوچه و بازار همچون نخبگان به "جادوی جام جهان نمای هزاره سوم" چشم دوخته اند و انتظار دارند آینده ای طلایی برای بشریت بسازد. چرا که شبکه جهانی وب مشروعیتی بلامعارض یافته است و می رود به سطحی از تقدس دست یابد که منشا مقبولیت موضوعات در حوزه های مختلف شود. موضوع اخیر، خود جای تامل٬ مطالعه و بررسی های جدی دارد و بی توجهی به آن از منظر آسیب شناسی خطرات جدی برای آینده فرهنگ ایرانی در جهان وب به همراه خواهد داشت.



پس می توان نتیجه گرفت که اینترنت خوب است و شکی در آن نیست . ولی در این بین عده ای هستند که می خواهند اطلاعات و دانش به صورت انحصاری در اختیار آنان باشد و اصلا علاقه ای ندارند که کشورهای جهان سوم هم پیشرفتی در زمینه علوم داشته باشند.

[در پرانتز موردی را عرض کنم , منظور از عده ای که می خواهند علم در انحصار آنها باشد فقط امریکا نیست , بلکه بعضا عزیزان هموطن هم با ناآگاهی باعث این مورد می شوند . مثلا سایت کلوب با آن همه کاربر , چه کاری در جهت رشد علم کشور می کنند ؟ به نظر بنده این سایت شده پاتوق دختر و پسرها . در حالی که مسئولان هم با ناآگاهی کامل به این سایت جایزه می دهند ؟ واقعا باعث تاسف می باشد ]

احتمال دارد از خودتان بپرسید , اینترنت رو به علم چه ؟
جواب این است که شبکه جهانی اینترنت اکنون در موضع اثبات سخنی قدیمی است که همه چیز را همگان ( اینترنت) دانند.این شبکه جهانی حاوی میلیون ها مقالات در چندین هزار عنوان می باشد .پس اینترنت خود اطلاعات است البته از نوع ناب و خالص .

از جمله اقدامات این دسته برای جلوگیری کردن از دسترسی مردم جهان سوم به اطلاعات می توان به مواد زیر اشاره کرد :

1- سایت های متسهجن , که فکر نکنم نیازی به توضیح باشد . در صورتی که به کافی نت ها مراجعه نمایید این موضوع کاملا مشهود می باشد و یا درگوگل ترند ببینید که اون کلمه چه قدر توسط کاربران ایرانی جستجو شده است می توانید به عمق فاجعه پی ببرید.

2- سایت های تفریحی

3- سایت های دوست یابی , که این مورد هم بسیار به کشور ما ضربه زده است . بنده خود شاهد این مورد بودم که چند نفر ازدوستان فقط از اینترنت سایت facebook و سایت کلوب را می شناسد.

4- بازی های آنلاین که در صدر آنها تراوین می باشد.

بازی تراوین را اینگونه می توان تفسیر کرد که این بازی مخصوص کشور ایران و کشورهای عقب افتاده ای مثل ایران ساخته شده است . چرا ؟ عرض میکنم !


مواردی که عرض میکنم طبق یک هفته تجربه بنده در این بازی می باشد . در زیر مضررات این بازی را عرض می نمایم .

1- کشتن وقت به صورت 100% و کاملا عملی و تضمینی : این گیم به صورتی طراحی شده است که کلا وقت شما را از بین خواهد برد . [یعنی اینکه نمی تونی بازی نکنی ؟ چونکه اگر بازی نکنی دهکدت به خطر میفته ! پس همیشه باید بازی کنم تا دهکدت به خطر نیفته]

2- بی خوابی : [اگر شب ها بخوابم ممکن است به من حمله بکنند چرا من در شب حمله نکنم ؟ پس شب بیداری]

3- معتاد کردن : [اگر دو سه نفر کی در همجوارت رو بزنی 100% معتاد میشی . چونکه طعم پیروزی رو میچشی البته پیروزی که به نظر من کاملا شکست محسوب میشه] بنده نفرهایی را خبر دارم که حداقل 1 سال است این گیم را به صورت شب و روز بازی میکنند .

4- انزوا و دوری از اطرافیان واقعی : این که یکی از مضرات اینترنت هم به شمار می آید .

5- بی هدف بودن : این گیم کاملا بی هدف طراحی شده است . یعنی تقریبا پایانی ندارد . البته در این بی هدفی خیلی هدف ها نهفته شده است . مثلا هدف اینکه هیچ کس همیشه متعالی و کامل و قدرت نیست و همیشه طرف در حال تلاش برای پیشرفته تر شدن می باشد . و این یعنی تا کی ؟ معلوم نیست !

5- روحیه پرخاشگری : بنده خود شاهد این بودم زمانیکه کسی به شخص دیگری حمله میکرد , طرفی که مورد حمله قرار گرفته بود با استفاده از الفاظ رکیک و کاملا دور از شخصیت انسان از خود دفاع میکرد و این یعنی مردن ارزش ای انسانی.

6- کی دزد بهتریه ؟ در این گیم کاربر رو به غارت بیشتر از دوستان همجوار تشوق می شود به طوری که به غارتگرترین ها و مهاجم ترین ها مدال افتخار داده می شود.

من فکر میکنم بدترین قسمت این بازی ترویج قانون جنگل است [همان که بخور تا خورده نشوی]. عزیزان ما در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم قرنی که دموکراسی حرف اول را می زند و نه دیکتاتوری . این بازی کاربران را طوری بی رحم میکند که کلا ارزش های انسانی و اصلا روابط اجتماعی را به کل فراموش می کنند . حتی در بعضی از موارد دیده شده است که طرف کاملا فراموش کرده است که در درون محیط مجاری می باشد.

به نظر بنده این بازی توانسته است رسالت خود را انجام دهد . رسالت این بازی چیست ؟

رسالت این بازی رو می توان این گونه بیان کرد :

1- مانع شدن از دسترسی کشورهایی مثل ایران به اطلاعات و دانش
2- به جان هم انداختن مردم
3-منزوی کردن جوانان
4-از بین بردن روابط اجتماعی
5-ترویج قانون جنگل در زندگی واقعی و روابط اجتماعی
6- ترویج دیکتاتوری به جای دموکراسی
و...

البته بنده به جنبه های سود زائی و درآمد های هنگفت ای بازی اشاره نکردم .

دوستان عزیزی که بازی تراوین را بازی میکنند , به عنوان یک دوست کوچکتان به شما پیشنهاد میکنم که یک بار خودتان فکر کنید . دوست عزیز برای بالا بردن علم خود از هیچ تلاشی قصور نکنید . دوست عزیز فردا به شما نمی گویند که در ترواین چند تا جمعیت دارید به شما می گویند که چند تا مدرک بین اللملی را دارید ؟ دوست عزیز فردا به شما نمی گویند که در تراوین چند بار برای غارت مدال گرفته اید , به شما میگویند که کدام مقاله هاتان در مجله های بین اللملی چاپ شده است ؟ به شما نخواهند گفت که اتحادتان در تراوین چندمین بود به شما خواهند گفت مقاله تان در جشنواره بین اللملی آمریکا چندم شده است ؟

به خاطر خودتان یک بار فکر کنید و دوباره بازی کنید
+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در دوشنبه 14 دی1388 و ساعت 13:0 |

 

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در جمعه 4 دی1388 و ساعت 17:12 |

کوکاکولا و پپسی همراه قرص نعناع نخورید

Last week a little boy died in Brazil after eating MENTOS and drinking Coca-Cola / PEPSI together. One year before the same accident happened with another boy in Brazil . Please check the experiment that has been done by

mixing Coka-Cola (or Coka-Cola Light) with MENTOS .
در برزيل دو کودک بر اثر خوردن شکلات نعنايي منتوس (که در ايران هم يافت مي‌شود) به همراه کوکاکولا جان باختند. اين پست را به صورت ايميل به دوستان خود بفرستيد و به کودکان و عزيزان خود اطلاع دهيد که اين اتفاق براي شما نيفتد.

آزمايش زير را با دقت مشاهده کنيد


So be careful with your self eating MENTOS (POLO's) and drinking COCA-COLA or PEPSI together.
CHECK THIS OUT...

 

 


FunAndFunOnly (www.mails4u.net.tc)

 

FunAndFunOnly (www.mails4u.net.tc)

 

FunAndFunOnly (www.mails4u.net.tc)

 

FunAndFunOnly   (www.mails4u.net.tc)

 


 

FunAndFunOnly (www.mails4u.net.tc)

 


PLZ PASS THIS INFORMATION TO AS MANY PEOPLE AS POSSIBLE SPECIALLY TO THE CHILDREN'S. BECAUSE IN OUR COUNTRY

MENTOS AND COCA-COLA BOTH ARE VERY POPULAR TO THE CHILDREN.

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در سه شنبه 26 آبان1388 و ساعت 9:25 |

زلزله های آسمانی

HAARP

 
زمین لرزه بندر عباس گفته شد با شدت 4.9 و در نزدیکی کوه گنو واقع شده.

موارد عجیب این زمین لرزه:

1) احساس توهم: بسیاری از مردم دچاری منگی و گیجی شدند.90 درصد ریختن آوار بر روی سرشان رو احساس کردن!-بیش از 80 درصد مردم هم ناخود آگاه فریاد زدند.

2) کسایی که در محیط باز بودند نوری شبیه به رعد و برق رو مشاهده کردند.این در حالی بود که هوا کاملا صاف بود!

3) صدای غرش عجیبی مثل برخواستن هواپیما به گوش میرسید.

چرا در 3 شب متوالی زمین لرزه های شدید در بندر عبااس بین ساعات 2 تا 3.30 نیمه شب اتفاق افتادند؟

آیا واقعا زمین لرزه بود؟آیا از هارپ چیزی شنیده اید؟

از پیش تیتر روزنامه ها را درباره خودکشی دلفینها در بندر عباس به یاد داریم.آیا دلفینها واقعا خود کشی کرده بودند؟

WWW.ZAVYEH.COM

HARP چیست؟

 

HAARP

 

 

 به آسمان نگاه کنيد، زلزله ها از آسمان می آيند

مطالب مندرج در این پست بر اساس یك پروژه ی تحقیقاتی (البته به اظهار محقق غیر رسمی و بر مبنای تحقیقات شخصی) می باشد كه به بررسی پدیده HAARP که مخفف The High Frequency Active Auroral Research Program است خواهد پرداخت كه در نوع خود بسیار زیبا، خواندنی، هشداردهنده و قابل تامل است.
با توجه به مقاله ای كه از نظر خواهید گذراند و نظر به زحمات زیادی كه از طرف محقق (خانم ثریا الف) در جمع آوری و تدوین این اطلاعات كشیده شده، ضمن تشكر و قدردانی از ایشان، و با امید به دقت و مساعدتی كه در مطالعه آن بكار خواهید بست متوجه خواهید شد كه در دنیای تكنولوژی های امروز موارد ناشناخته و مبهمی وجود دارد كه تنها در شمار اسرار نظامی ابرقدرتها قرار دارد؛ و
هارپ نمونه‌ای از یكی از طرح‌های پنهانی وزارت دفاع آمریكا و پروژه مشترك نیروی هوایی، دریایی و سازمان‌ ناسای آمریكا است كه نمادی بارز از عینی شدن اندیشه‌هایی است كه برای حاكمیت بیشتر در نظر گرفته اند. چرا كه مسئولین پروژه ی هارپ تا بحال در پنهان کردن اهداف خود خیلی موفق بوده اند و هنوز هم این مبحث برای عموم مردم نه تنها ناشناخته بلكه به مثابه افسانه ای خیالی و باورنكردنی است كه در اینجا به همین مختصر اكتفا نموده و توجه شما عزیزان را به مطالعه ی مطالب ذیل كه حاصل نگارش محقق است جلب می كنم :

مقدمه:

مدتی است که با یک تکنولوژی استثنائی به اسم هارپ آشنا شده ام و در پیامد این آشنایی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل "HAARP" را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند… اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزیزی که با زبان انگلیسی آشنایی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به این معنی است که از طریق هارپ هر آسیب و بلایی که دلشان می خواهند سر مردم دنیا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان پدیده های طبیعی تقدیم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.

حوادث طبیعی در طول میلیون ها سال طبیعی بوده اند به غیر از ده های اخیر که این حوادث برخی طبیعی و برخی دیگر از طریق تکنولوژی های پیشرفته تولید و به جان و مال مردم لطمه میزنند.
این حوادث ظاهراً طبیعی که غیر طبیعی تولید میشوند (مثل زلزله، طوفان ها، خشکسالی ها و سیل های بی شاخ و دم) را امروزه از طریق فرستادن ماکرو ویو (Microwave) از ماهواره ها و پروژه های هارپ بوجود می آورند. قابل گفتن است که زلزله را نیز میتوان از طریق انفجار بمب اتمی در چاهای عمیق نیز تولید کرد.
من به عنوان شخصی که با تحقیق هایم به دنبال حقیقت های پوشیده هستم، وظیفه ی خود می دانم که جواب هایی را که پس از مطالعه در این مورد به دست آورده ام را به زبان فارسی، همراه با عکس و فیلم در اختیار ایرانیان بگذارم.
اگر چه این مسئله یک مسئله ی جدید و در عین حال به اثبات رسیده است، ولی با این حال در مورد آن تبلیغاتی انجام نمیشود. من نیز مسئله را از لحاظ علمی به طور مطلق مطرح نخواهم کرد. آنچه را که می خوانید بیشتر جنبه ی آگاهی دارد و تحقیق بیشتر در این مورد به عهده ی شما خواهد بود.
از هر کسی که این مقاله را می خواند خواهش می کنم این مسئله را جدی بگیرد. برنامه های وحشتناک هارپ در راه است و همینطور که خواهید خواند علائم آن در ایران دیده میشود. این نوشته را بخوانید و به این بلاگ در بلاگ هایتان لینک بدهید یا حتی نوشته ی من را در بلاگ هایتان بگذارید، به دوستان ایمیل کنید، و کلا از هر طریقی که می توانید دیگران را نیز مطلع سازید، تا شاید بتوانیم جلوی عملکرد این سیستم و آن هایی که کنترلش می کنند را بگیریم.

 

هارپ چیست؟
هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی
ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است.
ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  بمنظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

 به صدای هارپ گوش دهید
 ویدئویی از عملکرد تاسیسات هارپ را تماشا کنید

( توضیح آنکه: جنگ هایی که از  امواج "رادیویی"، "لیزر" و "نیروی مغناطیس" برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم  Star War گرفته اند)
آیونوسفیر چیست و کجاست؟
لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

این لایه تشعشات خطرناک ماورای بنفش و اکس ری خورشید را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرات بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

لایه آیونوسفیر چه ربطی به هارپ دارد؟
سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.
این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص ١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.
آنتن های هارپ با پرتاب رادیو فرکانس های بالا به آیونوسفیر می توانند ناحیه وسیعی از آیونوسفیر را گرم کرده و در نتیجه این ناحیه به تپش افتاده و در اثر آن امواج پایین و فوق پایین ELF/ULF/VLF تولید و به زمین فرستاده شوند. لازم به توضیح است که از میان تاسیسات مشابه آن در دنیا، هارپ تنها سیستمی است که عملا قادر است جهت و زاویه پرتوها را کاملا در کنترل داشته باشد و هر ناحیه از آیونوسفیر را که بخواهند هدف گیری کنند.

آنتن های هارپ در آلاسکا
اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فراتر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند "رادیو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج پایین "رادیو ترموگرافی" به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.
با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق العاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر میشود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق پایین تولید شده که پس از اصابت به زمین به داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق پایین و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد !!!

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.
خوب حالا که چی؟
با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ با ویژگی معادن یابی برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.
ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:

١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتس به توسط  آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.
برای تعاریف "فرکانس باند" ها اینجا کلیک کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست !!!

 

٢- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان.


تصویری از سونامی



تصویری از سونامی


طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans)


طوفان گانو عمان

 

٤- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.

٥- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد غش و تولید  وهم در مغز انسانها.
٦- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.
٧- ایجاد انفجار های عظیم زیرزمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive)
٨- اختلال در عملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.
٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.
می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که "هارپ" میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.
با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیری از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در این مقاله ما فقط به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله توسط هارپ می نویسم

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران"  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.
نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

   ٤/٦٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با :   ٤/٢٠٦ درصد


برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیزترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.

٣/١٥٥٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

  ٢/١٥٢٠٦  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با :  ٤٦/٢ درصد


اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

٩/٤٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧
٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠


چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

در حین جستجوها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم  غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١٤ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.

یاد آور می شویم: زمین لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل" یا "Fault lines" تولید میگردند.

ارگ بم ما چه شد؟

بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام "عادل کهن" (adelkohan) در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زیر مشاهده می کنید :

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمتهای دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است.
حالا نظر دوستان چیه…

برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید

تماشای این کلیپ را که کمتر از 1 دقیقه است به شما توصیه می شود.
هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

دلفین های ما چه شدند؟

در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.
دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!
به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌المللی در گزارش خود،  عوامل طبیعی اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند شوک یا استرس باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦
 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟!



این سوختگی نیست ؟؟؟؟؟؟


هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای "بررسی و تحقیق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.
هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، شوروی و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیماها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.


نتایج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات رادیویی هارپ باعث سرخ شدن لایه آیونوسفیر شده و این لایه را  به نوسان در می آورد.
این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های پایین از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس
(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF) نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمین، زمین زلزله ایجاد می کنند.
 با توجه به ازدیاد درصد زلزله در سطح ایران در دهه اخیر نسبت به دهه پیشین که متجاوز به ٤/٢٠٦ % بوده است میتوان به وجود تاثیرات دیگری در ایجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه این ازدیاد پس از آغاز فعالیت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.
برای پیشگیری و دریافت پیش اخطار از این قبیل زلزله ها میتوان ایستگاهایی در حوزه های وسیع تاسیس و بکار گرفت و با اندازه گیری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.
زمان دریافت پیش اخطارهای ELF بین ١٥ دقیقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغیر است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.
اندازه گیری فرکانسELF/ULF  در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.
نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید. برای اطلاعاب بیشتر بر روی آنها اشاره کنید.

            
                 ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz                    Bell-5180-Magnetometer


پیام آخر:

تصور نکنید که همه سیل ها، خشکسالی ها و زلزله ها طبیعی اند، خیر! اول گرم شدن "جو" را به دروغ به مردم میفروشند و در اذهان جاسازی میکنند و بعد همه بلاهای شبه طبیعی را بر سر مردم آورده و اگر کسی سئوال کرد که "این همه سوانح از کجاست؟" میگویند "تقصیر از شما است که هوا را گرم می کنید!"
 هدف من از جمع آوری و نوشتن این مقاله سیاسی نبوده و قصد تکرار شعارهای "مرگ بر آمریکا" را ندارم و صرفا به جهت ابراز نگرانی و نیز آگاهی به خوانندگان تهیه کرده ام.

و اما سوال من از شما:
آیا می توان نسبت به دو هفته زلزله متداوم در بندر لنگه بی اعتناء و بدون دانش بود؟ 
آیا این زلزله ها واقعا طبیعی است و یا به ظاهر طبیعی و عملا ساخت بشر است؟
آیا می توان به تحقیق بیشتر در این زمینه ادامه نداد؟

ویدیوهایی از ثریا:
چندین کلیپ ویدیویی با کیفیت خوب برای تماشا و دانلود آماده شده است که در زیر قرار دارد و دیدن آنها توصیه میشود.
در صورتیکه نیاز به کیفیت های تلویزیونی به هر منظوری داشته باشید به من ایمیل بزنید: az_soraya@rocketmail.com

 هارپ در خلیج فارس و شاید جوابی به سوختن و مرگ دلفین ها؟ (حجم: 18.8 مگابایت، مدت زمان: ۴ دقیقه ۲۲ ثانیه)
 نباید زلزله بم دوباره تکرار شود (حجم: 6.6 مگابایت، مدت زمان: ۱ دقیقه ۴۹ ثانیه)
 نباید سونامی اندونزی دوباره تکرار شود (حجم: 8.9 مگابایت‌، مدت زمان: ۲ دقیقه)

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد "هارپ" کتابی بنام  Angels Don’t Play This HAARP  بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ویدیو،  یکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don’t Play This HAARP و ویدیوی دیگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don’t Play This HAARP تهیه شده است.
در مورد جنگ ویتنام (Vietnam) و باران های سیل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمریکا (اغلب باران های استوایی از طریق ماهواره و سمپاشی از هواپیما بر روی ابر ها ایجاد می شدند) آقای دکتر  باب فیتریکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام
Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فیلمی از کنفرانس خود در این زمینه  تهیه کرده که بخشی از آن را در کلیپ ویدیویی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS میتوانید مشاهده کنید.    
مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام
HAARP PROJECT تهیه شده است که فقط به جنبه تحقیقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غیر انسانی آن توجهی نشده است.
سوالی به بقاء موجودیت و در آینده ای نه چندان دور؟ به اینجا 
HAARP WORLDWIDE اشاره کنید.
برای پیوند های مطالعاتی امواج رادیویی زیر فرکانس ۲۲ KHz به 
اینجا اشاره کنید.
پارلمان شوروی به هارپ چگونه فکر میکند؟
اعتراض شرکت  بوئینگ (Boeing) به هارپ را در این رابطه بخوانید.



ا می توان نسبت به دو هفته زلزله متداوم در بندر لنگه بی اعتناء و بدون دانش بود؟

آیا اين زلزله ها واقعا طبیعی است و یا به ظاهر طبيعی و عملا ساخت بشر است؟

آیا می توان به تحقیق بیشتر در این زمینه ادامه نداد؟
عکسهایی جالب دیگر از هارپ:


آیا زمین لرزه بندر عباس واقعا زمین لرزه بود؟


آیا زمین لرزه بندر عباس واقعا زمین لرزه بود؟


آیا زمین لرزه بندر عباس واقعا زمین لرزه بود؟


آیا زمین لرزه بندر عباس واقعا زمین لرزه بود؟


آیا زمین لرزه بندر عباس واقعا زمین لرزه بود؟
+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در چهارشنبه 20 آبان1388 و ساعت 15:5 |

علي،تو عشق را در شريانهاي من به جريان انداختي

- گاهی مسیر جاده به بن بست می رود...

گاهی  مسیر   جاده  به   بن بست  می رود              گاهی   تمام  حادثه   از   دست    می رود

گاهی  همان  کسی  که دم  از عقل می زند              در   راه   هوشیاری  خود  مست   می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست             وقتی که قلب خون شده بشکست،می رود

اول   اگر  چه  با   سخن  از  عشق   آمدست              آخر   خلاف   آنچه   که   گفتست ، می رود

وای  از   غرور    تازه  به    دورا  رسیده ای              وقتی   میان   طایفه ای    پست    می رود

هر چند مضحک است  و  پر  ازخنده های تلخ              بر ما   هر آنچه   لایقمان   هست   می رود

گاهی   کسی   نشسته  که  غوغا به پا کند              وقتی   غبار    معرکه   بنشست  ، می رود

اینجا   یکی   برای  خودش  حکم    می دهد              آن   دیگری   همیشه  به  پیوست  می رود

این  لحظه ها  که   قیمت  قد  کمان   ماست              تیری  است بی نشانه که ازشصت می رود

بی  راهه ها  به مقصد خود ساده می رسند               اما  مسیر   جاده  به   بن بست    می رود

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در یکشنبه 10 آبان1388 و ساعت 15:8 |

خدایا!

به فرشتگانت بسپار در لحظه نیایش خویش دوستان مرا از یاد نبرند .

آمین

 

.

.

طاعات و عباداتتون قبول

التماس دعا

+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در جمعه 20 شهریور1388 و ساعت 15:50 |
log