|
سلام.این الطاف شما عزیزان که پاسخش رو با رنگ قرمز نوشتم.
سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت: 8:28 |
توسط:سپهر |
در ضمن دوست عزیز پارادیس من هیچوقت از اینکه انسان بی جنبه ای باشم ناراحت نبوده و نیستم . ولی همیشه دوست دارم حرفام رو رک بزنم . من فقط موندم نظرات سازننده تون رو کجا می نویسید که من نمی تونم ببینم . ولی اگه از این به بعد نظر ندین معلوم میشه که از حرفهای من ناراحت شدین .  |
کتابی جان انقدر این همکلاسی هاتو آزار نده.
| سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت: 8:22 |
توسط:سپهر |
سلام خدمت آقای صدرایی آقای صدرایی اگه مایل نیستید که توی وبلاگ تون از این صحبتها باشه فقط کافیه بگین . در ضمن بهتون تبریک می گم وکیل مدافع خوبی دارین . فقط امیدوارم این شخص در دوران دانشجویی وکیل مدافعتون باشه و توی دادگاه زندگی وکیل مدافع بهتری برای خودتون پیدا کنید . چون دادستان زندگی مثل دادستان دوران دانشجویی با اغماض به قضایا نگاه نمی کنه . |
اتفاقآ کاملآ مایلم.
| سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت: 8:16 |
توسط:سپهر |
|
سلام خدمت دوستان عزیز خانم یا آقای پارادیس وبلاگ دانشجویی یعنی همین . اصلا دانشجو بودن یعنی همین . من از آقای صدرایی تشکر می کنم که توی وبلاگشون اطلاع رسانی فوق العاده خوبی دارن(لطف داری شما) و ما می تونیم از احوال همدیگه مطلع بشیم . در ضمن من هم برای شما و هم برای قهوه فنجون احترام زیادی قائل هستم . اگه اینجوری هم از احوال همدیگه مطلع نشیم پس شما بفرمایید چطور حال همدیگه رو جویا بشیم ؟ مشکل کلاس ما اینه که با هم هماهنگ نیستن . مثلا ترم قبل که قرار بود بچه ها به یه اردوی یه روزه برن چرا به سرانجام نرسید ؟ (چون رو هوا بود) در ضمن طی این سالها و چند سال بعد این همکلاسی ها هستند که به هم دیگه کمک می کنن . و چنانچه بخواهند کاری رو شروع کنند باید چند نفری کارها رو به انجام برسونند . پس بهتره از همین الان کارهای گروهی رو یاد بگیرند . حتی اگه شده چت کردن توی وبلاگ باشه ( البته به قول شما ) من ترم اول و دوم رو به طور کامل کلاس نیومدم . ولی ترم اول چند بار سعی کردم کلاسهای حل تمرین بزارم.(کی که ما نفهمیدیم) نه اینکه من خودم چیزی بلد باشم . بلکه کسانی که بهتر بودن می تونستند به بقیه یاد بدن و اینقدر افتاده توی کلاس نداشته باشیم . من دوست داشتم همه کلاس با هم درس بخونیم و با هم واحد ها رو پاس کنیم و کلاس یکدستی داشته باشیم . من هم مثل بقیه دانشجو هستم و از این نظر هیچ تفاوتی با بقیه ندارم . در ضمن دوست دارم مثل دانشجوهای سال اولی رفتار کنم و از دانشجو بودنم لذت ببرم . نه اینکه تو خودم باشم .(آخی چقدر هم هستی)
| دوشنبه 12 شهریور1386 ساعت: 21:47 |
توسط:پارادیس |
|
تبریک می گم وبلاگتون شده چت روم اقای سپهر و خانومه قهوه(و بانو پارادیس ) دیگر مجالی برای نظراته سازنده ی ما عزیزان نمانده .بدرود.(من نمی فهمم میان نظر بدن یا شجره نامه ی همو فاش کنن,از قدیم گفتن داشتنه جنبه بسی عالیست.)
| دوشنبه 12 شهریور1386 ساعت: 20:36 |
توسط:قهوه ی فنجون........... |
دیگه بهمون فحش نده که(ملایری؟؟؟)  از ملایری های عزیز هم معذرت می خوام  |
یه بار هم من معذرت میخوام
| دوشنبه 12 شهریور1386 ساعت: 20:34 |
توسط:قهوه ی فنجون........... |
اقای سپهر منم مثل شما فقط نظر میزارم . شما مختارید هر کاری دوست دارید بکنید. |
یعنی آقای سپهر داری اشتباه میکنی
| دوشنبه 12 شهریور1386 ساعت: 19:27 |
توسط:سپهر |
|
قهوه فنجون چقدر می دی که به آقای صدرایی معرفیت نکنم؟ فکر نکن که دارم یه دستی می زنم.(که داری میزنی) فقط همین رو بدون که ملایری هستی . و توی کلاسمون فقط یه ملایری داریم. اگه فکر می کنی دارم دروغ می گم می تونم شماره خونتون رو هم به آقای صدرایی بدم تا خودشون تماس بگیرن
(شماره خونشم داری )
| شنبه 10 شهریور1386 ساعت: 14:3 |
توسط:پارادیس |
|
راستی یادم مییاد اون اوایل یکی بهت گفت بی جنبه یی,فکنم بنده خدا یه چیزی می دونسته که اینو بهت گفته.بد نیست یه کم روی این قضیه فکر کنی.البته ببخشید که وبلاگتو کردی چت روم.
لطف داری شما بی جنبه گی از خودتونه 
|
| جمعه 9 شهریور1386 ساعت: 17:47 |
توسط:پارادیس |
من در عجبم تو چرا قدر یه اپسیلن به اجدادت نرفتی (رفتم حالا در بلند مدت میفهمی).تو باید الان نمره الف کلاس باشی(میشم)....................واقا یکی نیست بگه...(شوخی کردم زیاد دلخور نشو) |
دلخور که سهل خوشحالم شدم
| جمعه 9 شهریور1386 ساعت: 17:42 |
توسط:پارادیس |
| اولا عیب از همدانیا نیست,احتمالا اشکال از خودته.نواده ی ملا صدرا بودن و این مشگلا ................... .قرار نیست همه چیز هلو برو تو گلو باشه.می دونی ملا در راه علم چقدر سختی کشیده؟ |
خوبه پس ملا رو میشناسی.
Mer 29+1 | | |
+ نوشته شده توسط محمد مهدی صدرایی در سه شنبه 13 شهریور1386 و ساعت
14:29 |